این داداش شیطون!؟
سلام به دوستان گلم![]()
من ديشب يه خواب خنده دار ديدم كه ميخوام اينجا تعريف كنم
قبلشم بگم كه من و داداش كوچيكم هم دانشكده اي هستيم![]()
ولي به خاطر اينكه رشته هامون كاملا با هم متفاوتن و
ديگه اينكه اون سال چهارم هستش و من تازه سال اول
تا الان هيچ درس مشتركي نداشتيم
و فكرم نميكنم كه
داشته باشيم . چون اون درساي عمومي شو گذرونده.
خلاصه خواب ديدم توي كلاس رياضي ام كلاسي كه
تو طرف پسرا داداشم ام نشسته بود.
حالا چه نسشتني اينقدر با دوستاي دورو برش سر صدا
و شيطوني ميكردن كه استاد هر يه مدت بهشون تذكر ميداد![]()
كه ساكت باشن
...ولي مگه اينا گوش ميدادن![]()
![]()
خلاصه اينقدر اينا سر صدا كردن كه من شاكي شدم![]()
واستادم با اشاره به طرف داداشم گفتم : استاد نگاه كنين اين داداش منه![]()
تو خونه هم همين قدر اذيت ميكنه
!!!(يهو همه خنديدن)
ادامه دادم: حالا كه دارين دعواش ميكنين يه جوري دعواش
كنين كه تو خونه ام ساكت باشه!!!
![]()
![]()
![]()
**راستي كلاسامونم از ديروز ديگه شروع شد.![]()
**عكس پست قبلي كار خودم بودا! از جايي كش نرفتم!![]()





