تبليغاتX
پرستو

پرستو

خاطرات ماندگار من

این داداش شیطون!؟

سلام به دوستان گلم

من ديشب يه خواب خنده دار ديدم كه ميخوام اينجا تعريف كنم

قبلشم بگم كه من و داداش كوچيكم هم دانشكده اي هستيم

ولي به خاطر اينكه رشته هامون كاملا با هم متفاوتن و

ديگه اينكه اون سال چهارم هستش و من تازه سال اول

تا الان هيچ درس مشتركي نداشتيم و فكرم نميكنم كه

داشته باشيم . چون اون درساي عمومي شو گذرونده.

خلاصه خواب ديدم توي كلاس رياضي ام  كلاسي كه

تو طرف پسرا داداشم ام نشسته بود.

حالا چه نسشتني اينقدر با دوستاي دورو برش سر صدا

و شيطوني ميكردن كه استاد هر يه مدت بهشون تذكر ميداد

كه ساكت باشن...ولي مگه اينا گوش ميدادن

خلاصه اينقدر اينا سر صدا كردن كه من شاكي شدم

واستادم با اشاره به طرف داداشم گفتم : استاد نگاه كنين اين داداش منه

تو خونه هم همين قدر اذيت ميكنه!!!(يهو همه خنديدن)

ادامه دادم: حالا كه دارين دعواش ميكنين يه جوري دعواش

كنين كه تو خونه ام ساكت باشه!!!

 

 

**راستي كلاسامونم از ديروز ديگه شروع شد.

**عكس پست قبلي كار خودم بودا! از جايي كش نرفتم!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 10:4  توسط پرستو  | 

والنتاين

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 21:20  توسط پرستو  | 

ایمیل

من الآن از داداشم در شيراز 10 تا ايميل دريافت كردم. كه از اون لحاظ كه اين ايميلا پر از عكس بود با سرعت شنگول منگول اينترنت اينجا
نتونستم همه ي عكسا شو ببينم. ايميلا مال يك گروه بود كه هويجور سند تو اَُل!! شده بود. وااااااااااااااي كه من چقدر بدم مياد از send to all
البته به جز مواردي مثل خبر به روز شدن وبلاگها.

الآن از اين تريبون(كه روزي 500-600 تا بازديد كننده داره!!!!!!!) به داداش اعلام ميكنم كه ديگه از اين ايميلاي جالب!! براي من نفرسته.ممنون ميشم
اگه همونايي كه گفتمو بفرستي!

راستي ديروز به يكي از دوستام زنگ زدم گفت يعني چي كه ميخواي از امروز بري دانشگاه .ما كه هنوز تعطيلات رو احساس نكرديم!!
و يكي ديگه از دوستام زنگ زد به دانشگاه و گفتن كه كلاسا تشكيل نميشه!

**در تمام مدتي كه شبهاي برره پخش ميشد ما (من +داداش ها + مامان + پدر) فقط از دو كلمه ء نيدونم و فرق فوكوله استفاده ميكرديم.
اونم به صورت تفريحي!!  تواين 4 روز تعطيلي چند تا مهمون داشتيم كه كلي رفتن رو لهجه ء ما الآن ما علاوه بر لهجه ء برره اي
از لهجه هاي ديگر فيلمها هم بهره!! ميبريم!
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 11:17  توسط پرستو  | 

پايان تعطيلات بين ترم!

 

بالاخره تعطيلاتمونم تموم شد . يعني امروز آخرين روز بود.

 

 داداشم چند روزيه كه برگشته شيراز.

 

مهمونامونم رفتن شهر خودشون.

 

باز خوبه از فردا ميرم دانشگاه  دوباره ميرم تو درسا و يادم مي ره .

 

چند وقتيه اصلا حال به روز شدنُ نداشتم .

 

همين الانم فقط براي اينكه زياد فاصله نيوفته آپ ميكنم.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 1:16  توسط پرستو  | 

سمپاد

سازمان ملي پرورش استعداد هاي درخشان

 

تاپارسال معلوم بود تقويم سال ديگه مون از كجاست

 

ولي امسال اصلا معلوم نيست...

 

هميشه دي ماه ثبت نام ميكردن براش كه اسفند كه مياد

 

بريم بگيريم . ولي من هميشه از ثبت نام جا ميموندم

 

آخرش به بد بختي يكي گير مياوردم... ميگفتن ما هميشه

 

2 – 3 تا اضافه مياريم براي اونايي كه جا موندن!!!

 

.چه روزايي بود...

 

از همون سال77 – 78 (اول راهنمايي) كه وارد سمپاد

 

 شدم ، همشونُ نگه داشتم...

 

البته اون سالهايي كه تقويمش تو عكس نيست ، كلا"

 

هيچ تقويمي چاپ نشد...يا اينكه به ما اينطوري گفتن!

 

**

 

+ ) راستي اين چند روز شمام تو باز كردن بلاگفا و

 

وبلاگاش مشكل داشتين؟

 

+)عکس اون کنارُ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 9:7  توسط پرستو  | 

وااااااااااای فردا!

فردا نتیجه ء امتحانا رو میدن!

البته به جز ریاضی!

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 23:35  توسط پرستو  | 

Swallow-tailed Kite flying

 

 

 

 

 

Swallow-tailed Kite flying

 

 

 

 

 

 

http://www.parastooee.mihanblog.com

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 13:48  توسط پرستو  | 

شروع تعطیلات بین ترم+سبزینه

 

سلام به همگي

..

 

بالاخره امتحانام تموم شد

 

خب اين مدت به همگي خوش گذشت ؟

 

چيكارا كردين؟

 

نميدونم از كجا شروع كنم به گفتن

 

اينقدر كه اين مدت اتفاقات جالب افتاده

 

يه اتفاقاتي كه اگه اينجا رو تعطيل نميكردم

 

 حتما در بارشون مينوشتمولي حالا فقط با يه

 

 اشاره اونم اگه يادم بياد بگم و رد شم

 

از آخرين روزاي كلاسها گرفته تاتشريح

 

خرگوش و غورباقه و ماهي و كبوتر

 

از اينكه فكر ميكردم عمرا اگه بتونم وايسم و

 

 تشريحشونو نگاه كنم ولي در كمال تعجب خودم

 

 در بعضي جاها كمك هم ميكردم از بسته شدن در

 

 كمد در روز اولين امتحان كه هر كار ميكردم باز

 

 نميشد ووقتي بازش كردم ديگه تا همين امروز

 

 قفلش نكردم از جلساات رفع اشكال كه هيچ وقت

 

تعداد از 10 نفر بيشتر نميشد و

 

امتحان آزمايشگاه جانورشناسي كه استاد بدون

 

 اطلاع قبلي در آخرين جلسه گرفتش(يعني

 

همون جلسه اي كه هنوز داشت درس ميداد)

 

و اصرار داشت اين امتحان آزمايشيه ولي آخرش

 

 قرار شد همين وارد كارنامه بشه . از پيدا كردن

 

 يه دوست به شدت گيييييييييييييرو پر روووووووووو

 

 در روز امتحان رياضي كه از يه گرايش ديگه بود

 

وخلاصه خييييييلي چيزاي ديگه

 

0

0

0

..

 

وحالا

تعطيلات بين ترم

 

ميگن 15هم انتخاب رشته ست

 

تا ببينيم چي پيش مياد

..

راستي اين مدت زود به زود به روز ميشم

 

تا تلافي اين غيبت طولاني دربياد.

..

+ )  سبزینه به روز شد.

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1384ساعت 4:18  توسط پرستو  |