بوي باران
بوي سبزه
بوي خاك
شاخه هاي شسته باران خورده پـــــــاك
آسمان آبي و ابر سپيد
عطر نرگس
رقص باد
نغمه ء شوق پرستو هاي شاد
خلوت گرم كبوتر هاي مست
نرم نرمك ميرسد اينك
بــــــهـــــــار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال لاله ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه هاي نيمه باز
خوش به حال دختر ميخك كه ميخندد به ناز
خوش به حال جام لبريز از شراب
خوش به حال آفتـــــــــــاب
اي دريغ از تو اگر چون گل نخندي با نسيم
اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار
گر نكوبي شيشه ء غم را به سنگ
هفت رنگش ميشود هفتــــــــاد رنگ
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 7:53  توسط پرستو
|

فردا ميشه 20 اسفند!
يعني داداشي 24 سالش تموم ميشه.
خووووووووووووب
پس
تولــّــــد ت مـــــبـــــــارك داداشي!
** توضيح عكس اينكه : منم و داداشي
من : 6 سالم بوده
داداشي : 11 سالش بوده
جريان بادكنكه اينه كه اون شب تولد من بوده
و اون سفيدي زير عكسم به خاطر اينه كه دوربينُ
گذاشتيم رو ميز كه خودش عكس بگيره!(بدون پايه)
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 23:2  توسط پرستو
|

خواستين اينم ببينين
نظر دهید درسته هااااا


+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 19:17  توسط پرستو
|
سلام به همه ء دوستان خوبم
من الآن ديگه به شدت وارد درسا شدم
دانشگاه (منظورم اون قسمت برنامه ريزيشه)يه جوري برنامه ريخته
كه فقط تو 2 روز هفته ما همه ء درساي اختصاصي مونو داريم.
و اين خيلي عذاب آوره
. به قول يكي از دوستام جزا ! ميكنن مارو
.
تو اين 2 روز ما از 7 صبح كلاس داريم تـــــــا 7 شب.
امروزم يكي ازون روزا بود كه بايد از 7 صبح دانشگاه مي بوديم
من 12 برگشتم كه دوباره 2 برم. يه مسئله ء مهم ديگه هم اينه كه من
حتما بايد ظهرا بخوابم وگرنه خيلي حالم گرفته ميشه در طول روز
خلاصه ساعت 2 كه اومدم بيام دانشكاه ديگه حوصله ء تاكسي و
اتوبوس سوار شدن نداشتم در نتيجه به قول يكي ديگه از دوستام سوار
يه تاكسي تلي! شدم كه انگار راننده هه تازه يادش اومد كه ضبطو
روشن كنه حالا خواننده چي ميخوند(با اون صداي كپي
سياوش قميشي)
ميخوند :
الهي سقف آسمون! خراب بشه رووووووووي ســّــرت
نميدونم! چي بخوره توكــمرت
نميدونم چي همش غصه بخوري تو زندگيت!
خلاصه منم كه حالم گرفته بود انگار داشت از دل من ميگفت!!
ممنونم صبا جون كه شعرو برام نوشتين.(سقف آسمون!!)
الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرت ...
بيايی ببينی که همه حلقه زدن دور رو برش ...
الهی که روز وصال طوفان شه از سمت شمال ...
هيچی از اون روز نمونه به جز گلای پرپرش
قسم ميخوردی با منی ...قسم ميخوردی به خدا ...خدا الهی بزنه تو کمرت ..تو کمرش
من اهل نفرين نبودم ..چه برسه که تو باشی ..بياد الهی خبرت ..بياد الهی خبرش
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 1:12  توسط پرستو
|
براي دفاع از:
+ابتدايي ترين نياز بشر
+حقوق ما و آيندگان
+زندگي زير آسمان آبي
+برای نجات4000 موجود زنده و زندگي بخش ديگر
بهترين راه
اعتراض
براي اطلاعات بيشتر به وبلاگ
اين دوست بزرگوار برويم
+ نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 5:17  توسط پرستو
|