سلام به همگی...
دیروز جلسه اول آموزش آیین نامه ء رانندگی م بود . این شکل جدید آموزش اینطوری شده که باید ۳ جلسه در کلاس های آموزش آیین نامه باشیم و ۲ جلسه در کلاس های فنی و بعدش ۵ تا ۲ ساعتی تو شهری.
کلاس قرار بود ساعت ۴ شروع بشه ولی آقای ستوان یکٌمی که قرار بود این مزخرفات رو بهمون یاد بده ساعت ۵.۵ اومد! بدون هیچ گونه معذرت خواهی شروع کرد به شرح دادن جنازه هایی که تا به حال از تصادف ها دیده!!هر یه مدت یه نگاهی به اینور کلاس که دخترا نشسته بودن میکرد و میگفت ببنین خانوما داره حالشون بد میشه!! احمق تو داری میگی خودم نمیتونستم به جنازه ها نگا کنم از بس آش لاش بودن بعد ... هی ام میگفت وقت کم داریم ! خب مرد عاقل این چرت و پرتا رو نگو مجبوری مگه؟خلاصه کلاسی که قرار بود ساعت ۵.۵ تموم بشه ساعت ۷ تموم شد اونم رو اون صندلی های مزخرف! تازه متوجه شدم تنها مرکز آموزشی که بی سوادا رو هم اسم مینویسه همونه که من رفتم! در نتیجه تقریبا نصف کلاس بی سواد بودن . خوشبختانه یکی از دوستام که تو دبستان همکلاس بودیم هم بود هر چند مامان اصلا موافق نیست با اون دوست باشم! ... خب تا اینجا باشه تا من امروز اولین جلسه ء فنی م رو هم برم ...
پ ن :مهندسی کشاورزی شامل گرایش های مختلفی است!
برای مثال: " " گرایش : باغبانی
" " گرایش :علوم دامی
" " گرایش : گیاه پزشکی
" " گرایش : زراعت و اصلاح نباتات
" " گرایش : علوم خاک
شاید بازم باشه من دیگه نمیدونم . گرایش من گیاه پزشکیه . کاملا آزمایشگاهی . هیچ ربطی هم به سر زمین و عطاری و اینا نداره!
با تشکر!
پ ن۳۱/۵/۸۵ : آزمون فنی رو دادم و قبول شدم . فردا امتحان آیین نامه ست به قول اینا میان ترمه!! یعنی یه بار دیگه ام باید آیین نامه رو امتحان بدیم!
پ ن۲/۶/۸۵ : اینم از آیین نامه...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 8:4  توسط پرستو
|
**این پست دوباره نویسی میشود این دلیلی ست بر بی حوصله بودنم در نوشتن متن .
دیروز طبق قرار قبلی رفتم دنبال شیرین و بردمش جشنواره نقاشی کودکان...
(شیرین همونه که تا چند وقت پیش عکسش این کنار بود)
از وقتی خواهر کوچولوش به دنیا اومده (چهارشنبه هفته پیش) مامانش وقت نمیکنه ببرش بیرون .
خواهرش هنوز اسم نداره وقتی شیرین میخواد قوربون صدقه ش بره میگه : قوووربونت برم لااااااااامصصصب آخه تو چقد خوشششششششششششششگلی
وقتی ام بهش میگم صورتشو نبوس دستا و پاهاشو ببوس میگه : نمیشه که من انقد دوسش دارم که میخوام خفش کنم!!!
**شیرین امسال میره کلاس اول و این یعنی ۵.۵ ساله که میشناسمش و دوسش دارم...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 5:45  توسط پرستو
|
سلام به همگی ...

۱- پیروز (سمت راستی):جالبی این عکس اینه که فقط خودمون میدونیم که این کلاه ها مال خودمون نیست
.
۲- خودتون بگین اون کنار چه عکسی مناسبه؟ . من که کاملا گیج شدم . این عکسم فعلا گذاشتم.
۳- صاف و پوست کنده تو ضیح بده چرا هنوزامضا نکردی؟
۴- پیام (سمت چپی): اگه گفتی این تابلو یعنی چی؟ .. یعنی عبور مهندسین کشاورزی ممنوع.

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 19:30  توسط پرستو
|
پدر یعنی ...


روزت مبارک...
امضا کنیم ... برای یک پدر 
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 17:20  توسط پرستو
|

این روزها که میگذرد...
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 9:29  توسط پرستو
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 20:32  توسط پرستو
|
+ نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 21:9  توسط پرستو
+ نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 9:4  توسط پرستو
|