تبليغاتX
پرستو

پرستو

خاطرات ماندگار من

یلدا و حافظ

لینک فال حافظ

اینم از فال من در شب یلدا ...

 

لینک از وبلاگ خواهرانه

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 15:13  توسط پرستو  | 

تلفن...

دوباره تلفن قطع شده بود ... به شدت عصبانی با موبایل رنگ زدم به مخابرات ... آدرسو تلفن رو پرسید... بعدش گفت مشکل از خونه خودتونه!! ... دیگه مغزم داشت میومد تو دهنما!! ... برای امتحان تلفن رو بردم دم در زدم به پریز... بوق داشت! ...بعدش با تعجب بسیار آوردم زدم به کنار تلفن مرکزی ... سوت میزد!... بعد تلفن مرکزی رو امتحان کردم سالم بود ... بوق داشت...بعد تلفن بالا...اونم بوق داشت... خب پس این ۱۲ ساعت که تلفن قطع بود جریان چی بود؟؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 8:47  توسط پرستو  | 

آهای اونی که اون بالایی...

آهای اونی که اون بالایی ممنون که یاد من هستی... ممنوووووووووووووووون

 

نمیدونم ظرفیت این همه خوبی و لطف رو که یهویی داری بهم میکنی رو دارم یا نه ؟ ... فقط میتونم اذت تشکر کنم

ممنوووووووووووون ممنوووووووووووون ممنوووووووووووون

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 18:2  توسط پرستو 

تولدی...

میدونم خیلی دیره ولی 

 <<  یلدا جون تولدت مبارک>>

اینم آدرس وبلاگ یلداکوچولو

 

اینم یلدا کوچولوی وبلاگستان

  چقدر رنگ لباست به اینجا میاد

 

پ ن : اینروزا توی یه گرداب بد شانسی ام ... اینقدر بد شانسی آوردم این چند وقت که دیگه به بد

شانسی اعتقاد آوردم!!

پ ن : دارم آخرین روزهای 19 سالگی رو میگذرونم ... 19 سال و 11 ماه و25 روز...

پ ن ۲۷-۹-۸۵: آهای کسی که اون بالا نشستی...آهای کسی که دیروز ساعت ۶ عصر یه انرژی اسااااسی بهم دادی...خیلی دوست دارم ... خییییییییییلی...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 7:41  توسط پرستو  | 

شرح کشت و کشتار دیروز !!

خب گفتم میام میگم چی شد...

دیروز ساعت 10 با دوستم رفتیم ساختمون آموزش.یه عالمه آدم بودن اونجا.یکی از ما پرسید با کی کار داریم گفتیم آقای ...(معاوی آموزش).یه آقایی که ما نمیدونستیم خودش مدیر آموزشه بهمون گفت :همین الان رفتن جلسه برین یه دور بزنین بیاین مام گفتیم : ساعت ده و نیم کلاس داریم 12 بیایم خوبه؟گفت: خوبه(دقیقا مثل منشی ها باهاش حرف زدیما!!اون طفلکی هم هیچی نگفت) خلاصه رفنیم و 12 برگشتیم و بسط نشستیم اونجا چون آقای مدیر اموزش نبود یه آقای بود که منشیه اون بود!یه جوری باهامون حرف زد که گفتیم احتمالا v نمیتونیم بریم تو.بعد یهو آقای مدیر آموزش اومد ما رو که دید به منشیه گفت چرا 12 اینا رو نفرستادی تو.منشیه :یکی تو هست(کلی ترسیده بودااا)مدیر آموزش : اومد بیرون اینا حتما برناااا کارشون مهمه وقتم گرفتن (اییییییییول)خلاصه رفتیم تو و همه ئ مشکلات رو از اول ترم شرح دادیم و یه جورایی با ریش سفیدی ! حل شد البته بعضی جاها کاملا حق رو به ما داد و کلی دلمون خنک شد و...همین دیگه

راستی ممنون از امیدواری دادنای دیروزتون

 

 پ ن مهم:

شرمنده ی همه ! ممنون از همه...  اینجا کابل برگردونه تایه مدت نمیتونم به کسی سر بزنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 7:51  توسط پرستو  | 

خدا خودش به خیر کنه ...

 

امروز دارم به شدت عصبانی میرم دانشگاه....دعا کنین مسئولین بخش آموزش زنده بمونن

برای منم دعا کنین.(در صورت موفقیت میام جریان رو تعریف میکنم)

پ ن : یادته وقتی میرفتیم کلاس خوشنویسی مینوشتیم:

آدمی را آدمیت لازم است.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 6:26  توسط پرستو  | 

عجیب و باور نکردنی!!

اگه احتمال وقوع یک اتفاق یک در هزار باشه (شایدم کمتر) بعد اون اتفاق برای شما بیوفته (با فرض اینکه اصلا اتفاق خوبی نباشه) با در نظر گرفتن اینکه شما به شانس و چشم خوردنم اعتقادی نداشته باشین .... خب حالا چه جوری فکر میکنین؟

میخوام بدونم... بگین بهم...

 

پ ن : اگه اینجا رو میخونی همونقدر ناشناس بخون که بقیه میخونن.ممنون میشم.نپرس چرا ؟ و چی شده ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 17:17  توسط پرستو  | 

اس ام اس

SMSوقتی سیمکارتم اومد شماره شو به نازنین دادم. اولین کسی هم که بهش اس ام اس زدم نازنین بود(اینو گفتم که بدونین حساب نازنین از بقیه جداست)حالا بشنود از اس ام اس بازی ه من و یلدا.(من شماره یلدا رو داشتم ولی اون نداشت)...

Parastoo: Salam age toonesti hads bezani man kiam? Rahnamaei : Az sevvome dabestan ta aakhare pish daneshgahi hamkelas boodim ... zood bash begoo man kiam.

Yalda:Shayli? Shaghayegh? Parastoo?Mahrokh? Parisa? Fahime? faeze? kodumeshuni? shayadam Yalda bashi?!!!!begu bebinam kiye ke inghadr bamarefafe?[:~

Parastoo: khoobe too sevvomin hads. Man Parastoo am . khoobi? khosh migzare ba darsa khanoom Dr.

Yalda:Khobi parastoo junam? baba eyval be marefatet,midunestam bazam to az hame ba marefaf tari,omidvaram behet khosh begzare vatu emtehanat movafagh bashi bye :] :] :]

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 14:8  توسط پرستو  | 

دخترانه

 

 

روز ملّی دختران

مبارک

 

پ ن :  ... و تولد پدرم 

و یه سالگرد ...

همین حالاسی دی رو بشکن   برداشت شده از وبلاگ پرهام عزیز

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 18:18  توسط پرستو  |