سلاااااااااااااااام...اومدم یه دالی بکنم برم...وقتی پایین ِ پست قبلی نوشتم تا 8 بهمن نیستم تصمیمم این بود که دیگه تا اون موقع برای کسی کامنت نذارم...ولی آخه مگه میشه؟؟...
خلاصه امروز چهارمین امتحانم رو دادم
و هنوز 6 تا دیگه مونده...
این ترم 20 واحد داشتم
. که 3 تاش آزمایشگاه داشت
...خوشبختانه 2 تا از امتحانای آزمایشگاه رو به صورت تئوری بعد از امتحان اصلی میگیرن ولی یکی از استادا راضی نشد
و ما بعد از آخرین امتحان که هشتم بهمن ِ روز 14 بهمن یه امتحان آزمایشگاه هم داریم.

پ ن ۱: اعتراف میکنم که بعضی از اسمایلی های این پست رو از وبلاگ ایلیا کپی کردم اینجا.
همزمان اعتراف میکنم که اسم وبلاگش(پارازیت)منو یاد درسای اختصاصیم میندازه!
پ ن ۲: مسنجرم الکی روشن میمونه!
پ ن ۳:حواس پرتی دیگه تا این حد؟؟...امروز برای اولین بار بدون کیف رفتم دانشگاه و کلا ً فقط یه خودکار برداشتم و کارت ورود به جلسه...وقتی از امتحان اومدم بیرون دیدم حتی یه سکه هم با خودم نیاوردم که باهاش برگردم خونه!!(۳۰/۱۰/۸۵)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 16:4  توسط پرستو
|

به یاد آرین کوچولو...که الان دیگه بینمون نیست...
تا اون موقع وبلاگش نرفته بودم خبر بیماریش رو که شینیدم رفتم و عکسهای با مزه ش رو دیدم ...حتی یه لحظه ام فکرشو نمیکردم... میگفتم اونم خوب میشه مثل بقیه بچه ها که مریض میشن... ولی یه چراغ قرمز اون وسط چشمک میزد که خبر از تو کما بودن آرین کوچولو رو میداد...و حالا دیگه آرین بینمون نیست...
خدایا به پدر و مادرش صبر بده...


پ ن: حداقل تا 8 بهمن من نیستم ... خداحافظ همگی.
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 11:39  توسط پرستو
|
عید غدیر همگیتون مبارک

...خوش باشین

... شاد باشین

... عیدی بگیرین


...تا متبرک بشین
پ ن : یه تغییر کوچولو تو توضیحات این کنار دادم...
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 20:13  توسط پرستو
- تقریبا یه هفته بری بیای زحمت بکشی تلاش کنی بعد یهو بیای ببینی همه از حاصل تلاش تو استفاده کردن...تازه خیلی طبیعی اصلا به روی مبارک ام نمیارن!...
- خب دیگه تموم شد اینم آخرین روز درسیه ترم سوم...
- میدونم همگی امتحان دارین هیچ اصراری برای کامنت گذاشتن نیست .
- باورتون میشه امروز ۱۶دی ماه ۸۵ بهم پیشنهاد کار شد؟یه کار دانشجویی!
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 17:26  توسط پرستو
|
ملت از اول این هفته شایدم قبل تر تعطیل شدن که بشینن درس بخونن بعد اونوقت ما ،مای بیچاره،مای بد بخت(بخبخت!)تا آخرین ساعات کاری عصر روز پنجشنبه باید در دانشگاه حضور به هم برسانیم!!
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 8:35  توسط پرستو
|

سلام...
اول کلی تشکر از همگی به خاطر تبریکات تولد
...دیگه اینکه دارم میرم یه سر و سامونی به درسایی که از اول ترم نخوندم بدم!
+۲ تا عکس خنده دار
برای اولین بار تعداد کامنت های این مکان به دهه ی ۶۰ رسید.
چرا همه به اون ۲ تا بطری روغن زیتون تو عکس پست قبل گیر دادین؟؟


پ ن : سانی جان چند وقته هر کار میکنم کامنت دونیت باز نمیشه
.
+ نوشته شده در جمعه هشتم دی 1385ساعت 10:48  توسط پرستو
|

دی
سمبل : بز
عنصر : خاك
سياره : زحل
عضو آسيب پذير : زانو- استخوان
روز اقبال : شنبه
اعداد شانس :8و9
سنگ خوش يمن : عقيق رنگارنگ
رنگ : سياه و قهوه ايي
عجله ايي در عشق ندارد.نه به سرعت عاشق مي شود نه به
سادگي راز دل خود را مي گويد او همواره در حركت است ولي
نمي داند چرا.فقط مي داند بايد موفق شود اگر فكر ميكنيد مي توانيد
او را از رسيدن به هدفش باز دارير و به سمت خود جذب
كنيد سخت در اشتباهيد
*تولدم مبارک*
۲۰ سالم تموم شد واز الان به بعد قراره مثل برق و باد بگذره
پ ن : میخواستم تولد بگیرم ...تقریبا تمام مقدمات هم انجام شده بود ... ولی هیچ کدوم از سه گروهی که در نظر داشتم رو نشد کامل دعوت کنم (گروه اول:دوستان دبیرستان-گروه دوم:بچه های همکاران پدرم-گروه سوم:بچه های دانشگاه) که البته گروه سوم رو میشد ولی خودم دیگه اصراری نکردم بیشتر اصرارم رو گروه اول بود که هر کدوم یه جای ایران افتادن و جمع کردنشون در یک روز شدنی نبود...
پ ن : و ممنون از پرهام عزیز با این پست
خب انگار منم به یلدا بازی دعوت شدم
از طرف ایلیا
:
۱- (متاسفانه)دقیقا از لحظه ای که احساس کنم دوستم داره سوارم میشه اون دوستی دیگه کاملا برام سوخته محسوب میشه و کم کم کمرنگ میشه تا از بین بره... (به هر حال به حال اولش بر نمیگرده.)
۲-آدمی هستم که دوستامو با تک زدن های پی آ پی کلافه میکنم.
و از اس ام اس های فورواردی متنفففففففففففففففرم .
(کاش داداشم کوچیکم اینجا رو میخوند)
۳-علاقه ی شدیدی به چیز های مجانی دارم.
یا بهتر بگم :مفت باشه کوفت باشه!
۴-تو درسایی مثل فیزیک و شیمی که هم حل کردنی داره هم توضیحی اصلا حوصله ی خوندن توضیحیاشو ندارم به همین دلیل امتحان فیزیک عمومی (ترم اول) رو ۱۳ شدم (استاد احمق نصف صفحه رو توضیحی سوال داده بود)بهونه ی منم این بود که زمان امتحان با جانور شناسی تداخل داشت!
آخیش فقط یکی مونده
۵-کامپیوترو فقط برای این روشن میکنم که وصل بشم به اینترنت . اگرم کار دیگه ای داشته باشم اول یه دور وصل میشم به اینترنت!!
حالا باید کسی رو دعوت کنم به بازی؟
خب کسایی رو میگم که احتمال میدم تو بازی شرکت میکنن:
آرژين .باباي فردا. مهرزاد ديوونه.نارسیس(نازنین) .و بامشاد
+ نوشته شده در جمعه یکم دی 1385ساعت 16:10  توسط پرستو
|