تبليغاتX
پرستو

پرستو

خاطرات ماندگار من

حالا تولد کیمیا جونی

تولد تولد تولدت مبارك

مبارك مبارك تولدت مبارك

بيا شمعا رو فوت كن

تا صد سال زنده باشي

 

 HAPPY BIRTHDAY

Dear

KIMIA


پ ن : به این پست احتمالا چیز ، میز اضافه خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 20:21  توسط پرستو 

28 مرداد روز یونا کوچولو

 

تولد تولد تولدت مبارك

مبارك مبارك تولدت مبارك

بيا شمعا رو فوت كن

تا صد سال زنده باشي

 

 HAPPY BIRTHDAY

 Dear 

YOOOONA

پ ن : هر کار کردم نشد تو وبلاگت کامنت بذارم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 12:53  توسط پرستو  | 

این قصه سر دراااااااز دارد ...

مسئله خیلی ساده ست .


مکان :کلاس بدمینتون

زمان : جلسه دومش ( امروز جلسه چهارم رو رفتم )

     -    پریا (دختر دوست مامانم که امسال میره اول دبیرستان)خطاب به دوستش : به نظرت پرستو چند سالشه ؟ 

 دوستش : همسن توه ؟

پریا :oh go on

من :


 مکان : کلاس زبان  

زمان : جلسه اولش (البته بعد از کلاس وقتی دم در بودیم که یکی بیاد دنبالمون)

یکی از دختر های کلاس : مگه شما چند سالتونه؟

من : ۲۰ سالمه . چرا؟

اون :  ا ِ ؟ موقعی که گفتین کشاورزی میخونین (منظورش تو کلاس موقعی که همه باید از موقعیت الانشون توضیح میدادن بود) من با خودم گفتم هنوز که نتایج کنکور ٌنزدن !!!

این یکی خیلی لطف داشته حداقل منو در سن پشت کنکور فرض کرده!


 

I don't know - New!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 20:15  توسط پرستو  | 

چقدر زود گذشت ...

 

در ادامه ي اين پست

 چند تا عکس دیگه از مسافرت در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 16:27  توسط پرستو  | 

دوره ...

 

سلام به همگی

هه به همین سرعت تابستون از نیمه گذشت ... با اینکه خیلی بیکارم ولی وقتی به این فکر میکنم که باز کلاسا شروع بشه و درس و استاد و اون همه الافی بین کلاسا و آزمایشگاها و ... دلم میخواد بازم تابستون بمونه!...رفتم کلاس نفاشی ثبت نام کردم همون موقع هم استادش انگار اصلا نمیخواست کلاسی تشکیل بشه ولی اون خانومه که اونجا بود اسم منو نوشت فرداش که رفتم خانومه با شرمندگی گفت : استادش گفته این کلاس حذف بشه! ... خب اینم از شانس من.I don't know - New!straight face...

چند شب پیش رفته بودیم دوره خونه یکی از دوستان مامانم . از اول ِ اول که این دوره شروع شد من با مامان میرفتم... از خیلی ها که الان پای ثابت این دوره شدن پیشگسوت ترم!! تقربیا میشه گفت از همه بی بخار ترم! chatterbox برام مهمه که کی پیشم بشینه . اون موقع ها که نازنین بود حتما پیش هم میشستیم ...بعضی وقتا مایسا بود یا نگار یا مارال ... حالا که اینا هیچ کدوم نیستن پیش کسی میشینم که بچه کوچیک داشته باشه ... که خب اینم مراحلی داره  ... بچه هه همین طوری بی خودی که نمیاد بغل آدم ... باید تلاش کنی تا باهاش دوست بشیdaydreaming - New! ... من الان دیگه تو این کار استاد شدم ... سر سه سوت با بچه های کوچیک دوست میشم و با هم بازی میکنیم ... البته بعضی وقتا مامانم شاکی میشه  ...  .

پ ن : چه حالی میده این اسمایلی ها.

پ ن : بلاخره یه کلاس جور شد : کلاس بدمینتون.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 9:52  توسط پرستو  | 

فیلمنامه!

 

این یک بازی جدید ِ . آرژین  این بازی رو شروع کرده ... سوالها همون Bold شده ها هستند.


اگه قرار باشه یه فیلم از سرگذشت و یا زندگی شما تا به این سنی که هستید درست کنن:

۱. چهار اتفاق مهم زندگتون که باید حتما بهشون اشاره بشه کدومها هستم.

ج) شاید بشه گفت بعضی جاها باید خودم تصمیم میگرفتم ولی موقعیتم مکانی بهم اجازه نداده کاری رو انجام دادم که همه همسن و سالام کردن ...حتما باید تو فیلم بهشون پرداخته بشه...

۲. چهار اتفاق مهم که اگه بهشون اشاره نشه خیلی بهتره.

ج) وجود این وبلاگ ... این که تو این بیست سال و خرده ای هنوز یک دوست واقعی ندارم.( بی خیال حالا ۴ تا از کجا بیارم)...

۳. خلاصه ای از اخلاقتون به اضافه شخصیت و غیره که باید بهشون اشاره بشه.

ج) من رفتار بسیار مزخرفی دارم .مخصوصا با اعضای خانواده ام.(با دوستام رفتارم خوبه)وقتی از وضعیتم راضی نباشم یا بهم بد گذشته باشه ، خیلی غر میزنم! دست خودم هم نیست...خیلی گریه میکنم! اینم دست خودم نیست (مخصوصا وقتی با یکی بد حرف بزنم بعدش گریه ام میگیره .) البته زیاد هم میخندم... درمورد انضباط هم تعریفی ندارم . تقریبا همه وسایلم باید جلو چشمم باشه اصلا با کمد و کشو که باعث میشه وسایل از دید خارج بشه رابطه ای ندارم . (ولی خوب درمورد لباس مجبورم از کمد استفاده کنم. ولی اگه مسئولیتی بهم داده بشه در حالت" تا جان در بدن دارم..."تمام تلاشم رو برای درست انجام دادنش میکنم...آدم بسیار ساده ای هستم. سعی میکنم زرنگ باشم ولی زرنگی نمیکنم . چون اصلا تو خونم نیست.

۴. با در نظر گرفتن چهره "واقعیتون" کدوم یکی از هنرپیشه هارو برای بازی نقش انتخاب می کنید؟

ترانه علیدوستی  ... ... البته گلشیفته هم بد نیست.

اين عكس ترانه خيلي شبيه منه p:

 

دعوت شده ها از طرف من :

سانی فلفلی  ماریا   لیلی مامان یونا  سحر   مامان دیبا و پرند

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 14:16  توسط پرستو  | 

مسافرت شمال...

خب به هر بدبختی بود یه جا برای آپلود عکسام پیدا کردم .( به مامان آرزو : دراپ شات اصلا برام باز نشد...به این میگن اینترنت نفتی اصل... نه؟)

خب حالا شما تا وقتي عكسا باز بشه اين دوتا جك رو بخونيد ...money eyes

همه چیز به ادامه مطلب منتقل شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 18:4  توسط پرستو  | 

دیدین برگشتم ؟

 

سلام به دوستان گلم...

من برگشتم .

تا عصری (شایدم تا فردا ) عکسامونو میذارم ...

فعلا که نه بلاگفا همراهی میکنه نه پرشین گیگI don't know - New!.

یه جایی برای آپلود میخوام که با سرعت نفتی اینترنت من تند آپلود کنه.آدرس بدین.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 11:13  توسط پرستو  | 

برای پرشین بلاگی ها...

سلام به همگی ... اینم از تیر ماه ۸۶ ... به همین سرعت...

    هنوز هیچ کلاسی اسم ننوشتم . با این همه تنبلی فکر نکنم که اصلا بنویسم. به قول دوستم : اگه من برم کلاس پس کی الافی کنه؟؟whistling ...این چند روز یکی از استادام یه مقدار(۱۰۲ تا)پاسخنامه بهم داده بودن که تو کامپیوتر وارد کنم (برنامه SPSS) شنبه دادن بهم و دیروز تمومش کردم و همون دیشب هم براشون ایمیل کردم . با این برنامهSPSS هم آشنا شدم .هر چند هیچ ربطی به رشته ام نداره و بیشتر برای آمار گیری و این حرفاست ...

 دیگه اینکه آخر این هفته داریم میریم مسافرت ... پنجشنبه پوریا و پریسا و مامان باباشون میان و همه با هم میریم dancing ... اگه دوربینم همراهی کنهpraying مطمئنا کلی عکس میگیریم و اینجا میذارم.hee heeدیگه همین دیگه  ...

آها راستی من هم مثل همه دوستان وظیفه انسانی م میدونم که به دوستان پرشین بلاگی بگم که علاوه بر پسوند خود پرشین بلاگ برای وارد شدن و پسوند وبلاگشون ، باید توی ویرایش قالب وبلاگشون هم به جای          http://commenting.persianblog.com    

  http://commenting.persianblog.ir رو وارد کنن تا بشه براشون کامنت گذاشتpeace sign.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 10:29  توسط پرستو  |