تبليغاتX
پرستو

پرستو

خاطرات ماندگار من

ADSL

 

ADSL داشتن هم عالم داره ...

ما که تازه از دیروز داریم تجربه اش میکنیم.

امیدوارم جنبه اش رو داشته باشیم.

خب حالا بهم آدرس های جالب و حجم بالا رو بدین

که من تازه از قحطی در اومدم...

پ ن : شرمنده که دیروز اینجا اشتباهی پینگ شد .

پ ن : رونیکا جون آهنگ رو عوض کردم ببین(گوش کن البته ) چطوره ؟

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 13:49  توسط پرستو  | 

فقط من و تو : )

 

امروز فقط من بودم و تو

براي اولين بار

براي پرداخت شهريه با هم رفتيم دانشگاه*

توام خوشحالي نه؟

 

* در پشتی

اگه ديده نشد : 2  1

پ ن : ممنون از لطف همگی در کامنت دونی قبلی ... پاکش کردم : )

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 9:57  توسط پرستو  | 

دفتر سبزه و شرمندگی هاش

فكر كنم هفته پيش كه با پيروز چت ميكردم گفت: برو تو كمد منو بگرد ، يه دفتر سبز هست ، پيداش كن ، بده به مامان برام پست كنه ...در ادامه ! اضافه كرد كه خيلي مهمه ها ، همين الان برو پيداش كن ...  منم گفتم باشه باشه رفتم whistling... گذشت تا ديشب كه تلفني سراغ دفتر سبزه رو از مامان گرفته بود ، حالا مامانم بي خبر I don't know - New!...منم كه ...شرمنده دادا ... پيداش كردم دادم به مامان

خيلي جالبه ها دقيقا همون كسايي كه اين سريال جواهري در قصر رو نميديدن و هي اه اه  و ...  ميكردن كه اين چيه و اينا ، بدو بدو رفتن دي وي دي هاشو گرفتن و يك نفس از اول تا آخرشو ديدن و حالا با آب و تاب براي بقيه تعريف ميكنن!!!

الان همه فهميدين كه من به شدت تو كف اين دي وي دي ها هستم ديگه ...oh go on

پ ن : روزه نمازاتون قبول .roseprayingrose

پ ن : كاملا حذف شد . ممنون از همگي :*

پ ن : ديگه اينكه من هيچ لينكي رو حذف نكردم . فقط چون چند روزيه بلاگرد ( دسته لينك هاي بالايي) درست شده و تو اين مدت خراب بودنش من يه تعداد لينك به بلاگرولينگ (دسته لينك هاي پاييني ) اضافه كردم ، حالا اين تعداد تو بالايي(بلاگرد) نيست ...

پ ن : هر چند (خدا رو شكر) تا به حال درسي رو نيوفتادم، ولي در ادامه ي " پ ن " پست قبل بايد بگم (البته به قول نازنين): 20 واحد برداشتن كه هنر نيست chatterbox20 واحد پاس كردن هنرهskull ... و تازه همه ميدونيم" كه هنر هم فقط و فقطfeeling beat up  دست يه قشر خاصي از مردم دنياست و بس" ...   rose

پ ن : اسم پست منو یاد نقاشی های مداد سبز انداخت oh go on.

وااااااای مداد سبز نبود که آبی بودoh go on ... ممنون پیروزیrose

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 23:6  توسط پرستو  | 

توجه

      

   

  دختر بچه كوچولو همه مون رو گذاشته بود سر كار ...تو سالن رو ميگم ... قبل از كلاس ما كلاس بسكتبال ِ ...بچه چند بار به مامانش گفت : آب ميخوام ...جيش دارم ... حوصله ام سر رفته ...  هر بار مامانش ميگفت الان تموم ميشه ميريم و واقعا هم كم مونده بود كلاسشون تموم بشه ... خلاصه يهو نميدونم چي شد بچه شروع كرد به صدا در آوردن از خودش . اينطوري :  اوووووووووووووووووو  اووو اووو اووووووووووووو اووو اووو... ( البته تو سالن صدا هم  ميپيچيد‌)  ... اولش مسئله اي نبودا ... حتي خنده دار بود ... ولي يكم كه گذشت صدا شده بود شبيه يه بوق ممتد ديگه همه رو عصباني كرده بود ...  ديگه اعصاب هيچ كس همراهي نميكرد ... هر كس بهش ميگفت ساكت باشه  اولش يه خنده اينطوري ميكرد : هاهاااا ه  هاااا ... بعد با شدت بيشتري ادامه ميداد ... مامانش هم كه انگار نميديد بچه شو ...  هر كس به بچه يه چيزي ميگفت ولي فايده نداشت  ... انگار بچه دنبال همين بود .. میخواست همه بهش توجه كنن...

پ ن : چهاردهم انتخاب واحد كردم ... 20 واحد براي ترم 5 ... شروع ترم همون اول مهر ِ .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 8:39  توسط پرستو  | 

برای دوستان خوبم

این عکس تقدیم به همه دوستان خوب وبلاگی و غیر وبلاگی

برداشت محصول ...

اگه عکس دیده نشد اینجا هم آپلودش کردم.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 9:29  توسط پرستو  | 

15 شهریور هر سال تولدِ نازنین ِ :×

 

تولدت مبارک

 

پ ن : موقع هایی که راهنمایی بودیم خیلی با نازنینrose مجله میخوندیم hee hee... یه بار کشف کردیم تولد نیکی کریمی هم ۱۵ شهریوره  ... پس  خانوم نیکی کریمی تولد شما هم مبارک hee hee

پ ن : کی منو پینگ کرد؟ ... ممنونrose ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 12:31  توسط پرستو 

پایان یک شروع 7 ساله

 

تموم شد .

بالاخره تموم شد .

بالاخره بعد از 7 سال تموم شد .

بالاخره بعد از 7 سال رفت و آمد تموم شد .

بالاخره بعد از 7 سال رفت و آمد اورتودنسي دندونام تموم شد .

 

البته حتما بايد بگم كه چون ما هيچ وقت سر وقت نميرفتيم انقدر دير شد وگرنه مثل بقيه تو 3- 4 سال تموم ميشد ...  البته يه بد شانسي ديگه هم اين وسط آوردم اونم اينكه اولش عمليات مرتب سازي فقط رو دندونهاي فك بالا شروع شد چون فك پايين مرتب بود ولي در آخرين جلسه ي مربوط به فك بالا آقاي دكتر متوجه شد كه به خاطر در اومدن دندونهاي عقل فك پايين به شدت به هم خواهد ريخت كه از همون جلسه عمليات مرتب سازي فك پايين شروع شد ... تا ديشب كه البته به درخواست خودم كه گفتم اين دفعه اگه برم شهريور سال ديگه ميام پس بهتره همين امروز تموم بشه(احتمالا با خودشون گفتن  ايييييششششششش چه پر ررررررو) و اونهام ديگه تمومش كردن ...

جالب اينكه روي پرونده ام نوشته سن : 13 ...

البته برای ۴ ماه دیگه وقت دارم.

 

امروز تولد پروانه جونه ... پروانه جوني تولدتون مبارك ... وبلاگ ايشون اولين وبلاگي بود كه من ميخوندم و هميشه دوسش داشتم .

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 8:12  توسط پرستو  | 

چند گانه

 

 

-  كلي از اول تابستون خوشحال بودم كه حساسيت تابستونيم شروع نشد ! حالا چند روزه كه كاملا ! شروع شده ...همون اولي كه به يه جا وارد ميشم يه 4-5 تا عطسه و بعد تا يك ساعت آبريزش بيني!اگه اون جايي كه برم پنكه يا كولر نزديكم باشه هم شدت عطسه ها بيشتره هم آبريزش!! حالا كه فكر ميكنم ميبينم خب پارسالم كه از همين اوايل شهريور شروع شد كه !

- يه چيزي تو وبلاگستان خيلي منو ناراحت ميكنه اونم اينه كه يهو يكي وبلاگشو تعطيل كنه بره! ...حالا مطمئنا همه دليل دارن براي اين كارشون ، ولي نبايد به كسايي كه مدت ها وبلاگشون رو ميخوندن توضيح بدن كه چرا ؟ خب انصاف داشته باشين ديگه .

-  چه جالب يه همچين جاهايي وجود داره كه من انقدر تو خوابهام ميبينم ! نگو اين خوابهام درسته ! صبح ها كه پاميشم بايد كلي فكر كنم اون چيزي كه ديدم چي بوده و چيكار ميكرده!

-  تيم بدمينتون باشگاه برگشتن بدون هيچ رتبه اي ... بچه هاي ما با توپ پلاستيكي يونيكس تمرين كرده بودن ولي در آخرين لحظات ( البته به گفته ي اينا ) بخشنامه اومده كه مسابقه با توپ پري يونيكس است... خب اينم بهانه ي ايناست ديگه .

- انتخاب واحدمون هم 11 شهريور ه ... اينطور كه به نظر مياد دانشگاه آزادي ها هم بايد از 20 شهريور برن سر كلاس ...

- من اين لينكدوني بلاگرولينگ رو همينطوري گذاشتم ولي انگار حالا كه بلاگرد خرابه به درد ميخوره... كاش همون موقع همه لينكهاي بلاگردم رو تو اينم ميذاشتم ... نگاه كنين اگه لينكتون نيست بگين تا اضافه كنم ....

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 8:48  توسط پرستو  | 

تولد تولد تولد پرهام ِ ( تا 3 نشه بازی نشه) D:

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 12:42  توسط پرستو 

کاش میدونستی ...

 

-  ديگه بايد از تو ام اجازه بگيرم؟

-  ديگه بايد از تو ام معذرت خواهي كنم؟

 

كاش ميدونستي اين دو جمله و جمله هاي مشابه چقدر منو تحقير ميكنه ...

پ ن : پرينتر مون خراب شده بود . درست كاغذ رو نميكشيد تو . داديم درستش كنن . حالا كه دادنش ، انگار يه لوله ي كامل وكيوم رو روش خالي كردن!  حالا تا اينجاش كه خوبه ، بعد که وكيومشو باز كردم ديدم كنارش يه برچسب گنده چسبوندن!! انگار اينا ساختنش!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 16:29  توسط پرستو  |