باورت ميشه پيام ؟ ...24 سالت تموم شد داداشي ...تولدت مبارك ...ايشاا... هميشه همين قدر مهربون و با معرفت باشي ...گل باشي و عمرت مثل گل نباشه...همه مون دوست داريم...هر چند از وجود اين وبلاگ با خبر نيستي و اين تبريك رو نميبيني ...

تولدت مبارك داداشي
)
پ ن : این پست دو منظوره بود ( تولد + بازی عکس بچگی ) ... دعوتی های من برای ادامه بازی :
ایلیا
... مهرزاد
...سورنا
...قهوه
... پرهام
فرزانه
منتظرم که شرکت کنین ...(کسی دیگه خواست شرکت کنه بگه اضافه کنم)
عکس ها به ادامه مطلب منتقل شد
.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 3:49  توسط پرستو
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 4:30  توسط پرستو
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 4:2  توسط پرستو
|
در حال دیدن سریال اغما یهو آرنجم میخوره به گوشیم که رو دسته مبله و پرت میشه رو
سرامیک ها ... دیگه تا ۱۰ دقیقه هیچ کس سریال نمیبینه که !!! موبایل من برای همه
فیلم بازی میکنه
در حال دیدن میوه ممنوعه ... رسیده به اونجا که بعد از قتل بابای هستی ، جلال و
سینا میرن بالای پل هوایی و جلال به سینا میگه که بره خونه...
پیروز (خطاب به سینا ) : بگو من میخوام با پرادوئه برم ... بگو ، بگو 
ما متوجه شدیم الیاس! کشاورزی خونده بوده !!!!
... ما دانشجویان کشاورزی
باید اعتراض کنیم و پوتیشین پر کنیم
...
آدرس جدید یونا
جونی
پیشاپیش
عید
فطر مبارک
+ نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 3:23  توسط پرستو
|
سلام به همگی ... تا وقتی سر و صدای همه در نیومده یه توضیحی بدم

.من این روزا حسابی وقتم گرفته ست ... از یه طرف کلاسای دانشگاه از یه طرف کلاس زبان و بدمینتون ... اگه یه وقتی هم برای رفت و آمد در نظر بگیریم دیگه زمانی نمیمونه برام که اگر هم بمونه میام و میشینم و وبلاگهای به روز شده رو میخونم تقریبا وبلاگی رو جا نذاشتم و به همه هم سر زدم ... ولی بدون کامنت ...بعشی وقتا از رو عادت رو کامنت دونی ها هم کلیک کردم ولی چون نمیشه برای همه این وقت رو بذارم ، برای هیچ کس کامنت نذاشتم... ممنون از همگی که به من سر زدین


.
پ ن: به زمان پست شدن مطلب دقت كنيد .
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 3:27  توسط پرستو
|
ما که نفهمیدیم جریان چیه ؟
هر سال ما نمیرفتیم (؟)* استادا میومدن =>کلاسا تشکیل نمیشد.
امسال ما میریم (واقعا همه میان) استادا نمیان => کلاسا تشکیل نمیشن.
* البته این در مورد گروه ما صدق نمیکرد کلی عرض کردم
پ ن : این پست فقط برای اینه که امشب(شب ضربت خوردن) اون پست بالا نباشه .
پ ن : ای بابا من موقعی که ای دی اس ال هم نداشتم میتونستم ازین فیلما ببینم که .
پ ن : تا یه مدت هیچ کاری نمیتونم بکنم ... فعلا
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 18:37  توسط پرستو
|
+ نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 23:28  توسط پرستو
|

هر چند پارسال گواهینامه ام خیلی دیر به دستم رسید ولی تاریخ روش سوم مهر بود .
و امروز محدودیت های گواهینامه یک ساله ام به پایان رسید ...هر چند که دیگه خارج از شهر رانندگی کردن هیجان نداره
ولی خب به هر حال استرسش هم کمتره
.
منبع عکس
+ نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 9:16  توسط پرستو
|
فکر میکنین روزشمار بالا مال چیه؟

سوم مهر خواهم گفت ...
پ ن : روزشمار گذاشتن رو از مامان آرزو
یاد گرفتم
.
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 20:42  توسط پرستو
|