بهار بهار...

سال نو مبارك ![]()
خاطرات ماندگار من
روش كليك كردم و ديدم كه برنده هاي يه قرعه كشيه!! ... حالا همينجوري داشتم ميرفتم پايين كه ببينم يعني واقعا اسم من تو اين صفحه هست؟؟ اصلا قرعه كشي چي هست؟؟
اولين جايزه يه ام پي ۴ بود ... كه من تو برنده هاش نبودم
.
دومين جايزه يه بلوتوث بود كه بازم من توش نبودم
.
سومين جايزه يه يو پي ۱۲۲( چي هست؟؟) كه من تو برنده هاش نبودم
.

چهارمين جايزه : كيف زنانه به شدت بي ريخت
بود كه من تو برنده هاش بودم...![]()
![]()
![]()
اينقدر این کیف بي ريخته كه ارزش پيگيري نداره ...![]()
![]()
ازينجا به بعد بيشتر به اين فكر ميكردم كه حالا اين قرعه كشي چي بوده؟؟... با يه كم گشتن فهميدم مال مودم اي دي اس ال بوده و تاريخ قرعه كشي هم آذر ماه ۸۶ بوده ... همين كه تو يه قرعه كشي اسمم بود كلي کیف داشت...
**من در ۸ سالگي هم يه بار تو قرعه كشي بانك ۲۰۰۰ تومن !!
بردم...
** يه بار هم توي قرعه كشي يه مجله ي كامپيوتر( كه پيروز از كتابخونه مدرسه اش گرفته بود ) در سن ۱۰ - ۱۲ سالگي ۴ تا سي دي كشكول ( كه اصلا به درد نميخوردن ) بردم ...
كلا استعداد بالايي در درو كردن جايزه هاي بيخود و به درد نخور دارم ...![]()
![]()
![]()
پ ن :امروز متوجه شدم پيج رنك وبلاگم از ۲ به ۳ ارتقا پيدا كرده ... و اين فقط به دليل حضور و همراهي شما دوستان گلم ه ![]()
... ممنونم از همه تون كه هستين و خوبين![]()
.
پ ن : قهوه جونی
جای خالیت به شدت احساس میشه
...کجایی آخه؟![]()
شرمنده اخلاق ورزشی همگی
... از صبح که رفتم دانشگاه تا ۸.۵ سر کلاس بودم و الانم از خستگی خوابم نمیبره!! اومدم عکس بذارم
.
ما رفته بودیم به ...

عكسا رو به ادامه مطلب منتقل كردم ...
من برگشتم ... منتظر پست بعدی با یه عالمه عکس باشید
.الان باید برم دانشگاه
.
برای اونایی که فیلم پست قبل رو ندیدن ...![]()
| Visit My Photos - 11 Pics | ||
|
||
| Film | ||
کللللللییی وقته که دارم تلاش میکنم ا سما
بیاد خونه مون ![]()
با تلاشهای بسیار امروز تونستم ا سما جونم
رو راضی کنم بیاد خونه مون ...ساعت یه ربع به ۵ اومد و به من که خیلی خوش گذشت
اون
اینجا بود اونو نمیدونم ...
ولی یه بد شانسی اینکه ظهر دوستش بهش گفته بود عصری ساعت ۷ کلاس دارن
... خلاصه ساعت ۶.۵۵ دقیقه !! از خونه ما رفت ( مگه من میذاشتم بره؟؟
هی میگفتم من این دفعه رو قبول نداشتم باید یه بار دیگه هم بیای ) خلاصه وقتی رسیده بود اس ام اس داد که چون دیر رسیده استاده راش نداده بره تو کلاس ...
و داشت برمیگشت خونه ... هر چی اصرار کردم الان بیا بازم خونه ما قبول نکرد
.
امروز صبح ساعت ۸!! یکی از درسای اختصاصیم بود ... استاده از در اومد تو ... پررو پررو برداشته میگه : من برای همه تون ۲ جلسه غیبت میزنم چرا هفته هااا!! ی پیش نمیومدین!!! ...حساب کردیم دیدیم هفته پیش این موقع میشده ۲۶ بهمن ! در حالی که شروع کلاسا رو روی بورد دانشگاه ۲۷ بهمن اعلام کردن! ... کلا" مرغش یه پا داشت قبول نکرد که !
۲- ۲۰ واحد ترم پنجم همگی به خیر و خوشی پاس شد
.
۳- دیگه اینکه دوباره ( ۶ باره
البته ) داره شروع میشه ...
۴ -سال دیگه این موقع اگه همه چیز به خیر بگذره آخرین ترمم خواهد بود ...
۵- هنوز معلوم نیست این ترم چند واحدی خواهم بود
. ما همه تلاشمون رو برای ۱۸ تا خواهیم کرد.
۶- هیچ چیز دیگه ای به ذهنم نمیرسه بنویسم ... آخه یه دور نوشتم ، یکی اومد تو اتاق ، مجبور شدم صفحه رو ببندم
.
۷-
خوش
باشید
.