تبليغاتX
پرستو

پرستو

خاطرات ماندگار من

بهار بهار...

شكوفه

سال نو مبارك

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 9:12  توسط پرستو  | 

برنده ...

      دیشب ساعت ۱ نصف شب با اینکه خیلی هم خوابم میومد ولی حاضر نبودم از پای کامپیوتر پاشم . جالب اینکه کاری هم نداشتم ... از بیکاری توی گوگل اسم و فامیلم رو سرچ کردم ... و تو اولین صفحه اسم و فامیلم رو یکجا دیدم و ازونجا که فامیل عجیبی هم دارم مطمئن بودم خودمم...

روش كليك كردم و ديدم كه برنده هاي يه قرعه كشيه!! ... حالا همينجوري داشتم ميرفتم پايين كه ببينم يعني واقعا اسم من تو اين صفحه هست؟؟ اصلا قرعه كشي چي هست؟؟

 

اولين جايزه يه ام پي ۴ بود ... كه من تو برنده هاش نبودمd'oh.

دومين جايزه يه بلوتوث بود كه بازم من توش نبودمd'oh.

سومين جايزه يه يو پي ۱۲۲( چي هست؟؟) كه من تو برنده هاش نبودمd'oh.

چهارمين جايزه : كيف زنانه  به شدت بي ريختwhistlingبود  كه من تو برنده هاش بودم...rolling on the floorrolling on the floorrolling on the floor

اينقدر این کیف بي ريخته كه ارزش پيگيري نداره ...laughingrolling on the floor

ازينجا به بعد بيشتر به اين فكر ميكردم كه حالا اين قرعه كشي چي بوده؟؟... با يه كم گشتن فهميدم مال مودم اي دي اس ال بوده و تاريخ قرعه كشي هم آذر ماه ۸۶ بوده ... همين كه تو يه قرعه كشي اسمم بود كلي کیف داشت...

**من در ۸ سالگي هم يه بار تو قرعه كشي بانك ۲۰۰۰ تومن !!big grin rolling on the floorبردم...

** يه بار هم توي قرعه كشي يه مجله ي كامپيوتر( كه پيروز از كتابخونه مدرسه اش گرفته بود ) در سن ۱۰ - ۱۲ سالگي  ۴ تا سي دي كشكول ( كه اصلا به درد نميخوردن ) بردم ...

كلا استعداد بالايي در درو كردن جايزه هاي بيخود و به درد نخور دارم ...rolling on the floordaydreaming - New!rolling on the floor

پ ن :امروز متوجه شدم پيج رنك وبلاگم  از ۲ به ۳ ارتقا پيدا كرده ... و اين فقط به دليل حضور و همراهي شما دوستان گلم ه roserose... ممنونم از همه تون كه هستين و خوبينroserose.

پ ن : قهوه جونی جای خالیت به شدت احساس میشه ...کجایی آخه؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 11:50  توسط پرستو  | 

کیش به روایت تصویر...

شرمنده اخلاق ورزشی همگی... از صبح که رفتم دانشگاه تا ۸.۵ سر کلاس بودم و الانم از خستگی خوابم نمیبره!! اومدم عکس بذارم .

ما رفته بودیم به ...

عكسا رو به ادامه مطلب منتقل كردم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 0:32  توسط پرستو  | 

ما رفته بودیم به ...

 

من برگشتم ... منتظر پست بعدی با یه عالمه عکس باشید.الان باید برم دانشگاه.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 9:1  توسط پرستو  | 

گاز رسانی ! : دی

 

 برای اونایی که فیلم پست قبل رو ندیدن ...

Visit My Photos - 11 Pics
Film
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 11:40  توسط پرستو  | 

گاز !

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 11:47  توسط پرستو  | 

ازین جا مونده ازونجا رونده ...

امروز صبح بدمینتون خیلی کیف داد daydreaming - New!ولی نمیدونم چرا مربی مون هر کاری میکنه که منو ا سما نتونیم با هم بازی کنیمsad ...

کللللللییی وقته که دارم تلاش میکنم ا سما love struck بیاد خونه مون star

با تلاشهای بسیار امروز تونستم ا سما جونمbig hug رو راضی کنم بیاد خونه مون ...ساعت یه ربع به ۵ اومد و به من که خیلی خوش گذشت tongue اون kissاینجا بود اونو نمیدونم ...

ولی یه بد شانسی اینکه ظهر دوستش بهش گفته بود عصری ساعت ۷ کلاس دارنat wits' end - New! ... خلاصه ساعت ۶.۵۵ دقیقه !! از خونه ما رفت ( مگه من میذاشتم بره؟؟ هی میگفتم من این دفعه رو قبول نداشتم باید یه بار دیگه هم بیای ) خلاصه وقتی رسیده بود اس ام اس داد که چون دیر رسیده استاده راش نداده بره تو کلاس ...I don't know - New!و داشت برمیگشت خونه ... هر چی اصرار کردم الان بیا بازم خونه ما قبول نکردsad.

 

امروز صبح ساعت ۸!! یکی از درسای اختصاصیم بود ... استاده از در اومد تو ... پررو پررو برداشته میگه : من برای همه تون ۲ جلسه غیبت میزنم چرا هفته هااا!! ی پیش نمیومدین!!! ...حساب کردیم دیدیم هفته پیش این موقع میشده ۲۶ بهمن ! در حالی که شروع کلاسا رو روی بورد دانشگاه ۲۷ بهمن اعلام کردن! ... کلا" مرغش یه پا داشت قبول نکرد که !

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 19:47  توسط پرستو  | 

آغاز ترم ششم

۱- از فردا ترم جدید شروع میشه ...۸ صبح تربیت بدنی!! تازه همه درسای عمومی م همین طوریه!

۲- ۲۰ واحد ترم پنجم همگی به خیر و خوشی پاس شد.

۳- دیگه اینکه دوباره ( ۶ باره البته ) داره شروع میشه ...

 ۴ -سال دیگه این موقع اگه همه چیز به خیر بگذره آخرین ترمم خواهد بود ...

۵- هنوز معلوم نیست این ترم چند واحدی خواهم بود . ما همه تلاشمون رو برای ۱۸ تا خواهیم کرد.

۶- هیچ چیز دیگه ای به ذهنم نمیرسه بنویسم ... آخه یه دور نوشتم ، یکی اومد تو اتاق ، مجبور شدم صفحه رو ببندم .

۷- خوشباشید.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 0:53  توسط پرستو  |